وقتی دنبال آرزوهات میری مدام به کوله پشتیت نگاه بنداز که مبادا سوراخ باشه و چیزهایی که امروز داری بشه آرزوی فردات...
به تاوان کدامین جرم؟
تنم سنگ بلاخورده،سکوتم حرفها دارد
ببین در من خوشی مرده
ببین ای خوب دیروزی
کجا بودم کجا هستم؟
تو که همدرد من بودی،ببین با غم چه بشکستم
چه ها گفتند و شنیدم،بدی کردند و بخشیدم
ز تیغ گریه اشکم ریخت ولی با درد خندیدم
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: فرید
ماسه ها فراموش کارترین رفیقان راهند
پا به پایت می آیند،آنقدر که سماجتشان در همراهی حوصله ات را سر می برد
اما کافیست اندکی بادی بوزد یا خرده موجی برخیزد تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان ردپایت پاک شود
ما از نسل ماسه نیستیم،که از نسل صدفیم
صدفهای که ب پاس اقامتی یک روزه تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هر گوش شنوایی زمزمه می کنند...
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: فرید
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد
من اورا دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد من شروع کردم
وقتی که او تمام شد من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن...
برچسب: عاشقانه,
نویسنده: فرید
سلام من فرید هستم 22 سالمه امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد و تموم سعی خودمو میکنم تا مطالب باب دل شما بازدید کنندگان عزیز قرار دهم. نظر یادتون نره هااااااااااااااا!!!قربوستون...
باتشکر...
برچسب: معرفی,
نویسنده: فرید